امان از خزان  

به گمانم پاییز زنی باشد اغواگر كه دهه چهارم زندگی را زیسته باشد. زنی كه رنگها و طعم ها را می داند. خوب بلد است غافلگیری را، گاهی با گرمی آفتاب ظهر پیدایش می شود، روزی با مه بعدازظهر می پلكد. شبی قطره های باران را بر شیشه ها می كوبد و عاشقان را پای پنجره های تاریك به تماشای خویش می كشاند، صبحی گرد و خاك می كند و برگهای رنگین را به طغیان وا می دارد. اعتباری به احوالش نیست، نمی دانی امشب كه آرام در كنارت خفته است، تا صبح چه نقشه ها در سر دارد...زوزه ی

ادامه مطلب  

"این سرشوریده"  

دی شب به اندازه کافی وقت داشتم که یک بار دیگر ترا مرور کنم . و روایت او از تو را دوباره بخوانم . از جا به جای روایت ش می شد استنباط کرد ؛ علی رغم خشم مزمنی که دارد ، برای او ، هنوز بر رفیع ترین سطح سبک و رفتار زندگی قرار داری و هر تنابنده ای که به قصد قربت با او  وارد تعامل می شود را ، با تو می سنجد . آن قدر شب بود ، آن قدر سکوت و دل چنان یاری می کرد که می شد ترا از نو نوشت بی آن که نکته ای جا بیفتد یا از یاد رفته باشد . فوج فوج خاطره از اجزای زمان های سپری

ادامه مطلب  

آب آشامیدنی  

آب‌های آشامیدنی را از چشمه ها ، قنات ها و یا چاه ها استخراج می‌کنند. بنابراین ، برای تولید بیشتر آب ، می‌توان چاه‌های بیشتری ساخت. باران و دریا هم از دیگر منابع آبی هستند که البته به عنوان آب آشامیدنی مناسب نیستند. این گونه آب‌ها را باید تصفیه نمود. روش های معروف تصفیه آب ، تقطیر و جوشاندن می‌باشند.

ادامه مطلب  

بگومگوی ذهن  

با انتخاب اولین حروف در تقلای از هم گشودن پیله ای می شوم که ذهن م را در میان گرفته است . کدام حروف باشند ، نقش استراتژی را پیدا می کند . یعنی هر جور شروع بشود ، باقی مطلب ، تابعی از آن است و خودش را با آن هماهنگ می کند . مهم ترین مرحله همان دهان باز کردن است و چیزی به نجوا یا فریاد ، برزبان آوردن . شاید کسی نشنود یا نخواند . شاید آن چه ایجاد می شود ، مخاطبی نداشته باشد اما دست کم یک خاصیت انکارناپذیر دارد و آن ، این است که ؛ آدم را برملا می کند . پیله تن

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1