چه سازم که سوی تو راهی ندارم

کجایی که جز تو پناهی ندارم


چگونه کشم بار هجرت چو کوهی

که من طاقت برگ کاهی ندارم


وصال تو یکدم به دستم نیاید

که سرمایه و دستگاهی ندارم


مریز آب روی من آخر که من خود

به نزدیک کس آب و جاهی ندارم


مگردان ز من روی و با راهم آور

که جز عشق رویی و راهی ندارم


چرا دست آلایی آخر به خونم

که شاهی نیم من سپاهی ندارم


مکش ماه رویا من بی گنه را

که جز عشق رویت گناهی ندارم


مرا عفو کن زانکه نزدیک تو من

به جز عفو تو عذرخواهی ندار

ادامه مطلب  

فرار کن لعنتی!  

باید فرار کنم، باید دست هایم را بندازم روی شانه هایم و فرار کنم. کسی از دور با چشم هایی به رنگ خاطرت مرا دنبال میکند. سبز است. فرار کردن سبز است.  فرار کن . فرار کن.  فرار کن .
دست ندارم . کسی به دنبالم میگردد. کسی توی گوشم میخواند فرار کن. فرار کن.
کسی دست هایم را انداخته روی شانه هایم و میپرسد درد داشت؟ میگویم : ( دردش بیشتر میشود. تو را به خدا دست دیگرم را هم با خود ببر. ) لبخند میزند. چاقو را میگذارد روی دستم و میبرد. صدا میدهد. صدای شکستن. صدای تمام ن

ادامه مطلب  

خُب  

وقتی میگن چه رشته‌ای مد نظرته میگم هیچی
از قضاوت میترسم از کمای پنج سال قبلم میترسم
خودم دارم پیشرفتم رو میبینم. همین برام کافیه....
زبون باز نمیکنم که بگم پزشکی شیراز
حال زخم زبون ندارم
اگه بگم و بقیه بشنون
و نیارمش پزشکی رو
حال زخم زبون ندارم
...

ادامه مطلب  

زندگی...  

آیا زندگی چیزی به جز همین لحظه هایی هستند که میگذرند؟ بنظر من که نیست! زندگی یعنی تموم لحظاتی که از گذشتن اون احساس رضایت میکنم و از بودن در کنار کسی که دوستش دارم احساس شادی میکنم. من یه زندگی رو میخوام که بخاطر فرداش نگرانی نداشته باشم. شاید بخاطر همینه که علاقه ای به ازدواج ندارم. من از مسئولیت همسر و مادر بودن میترسم. حس میکنم تواناییش رو ندارم. اگه این دوتا از ازدواج حذف بشه دیگه اون ازدواج چه مفهومی داره؟ نمیدونم باید چیکار کنم. از طرفی ب

ادامه مطلب  

چقدر دلم برایت تنگ است عشق ممنوعم  

این روز ها چقد دلم برایت تنگ میشود...کسی نمیداندچرا ....کسی نمی پرسد چرا...اما من سخت آشفته ام ....وچقدر بی تاب ... میگویند این روزها عاشقي هم پیشه ای است نو....اما من عاشقي پیشه نکردم ...من پیشه ام عاشقي است ....ازآن روز که ابتدایی نداشت ...من سال هاست که عاشق تو هستم ...یادت میایدآن روزهای سرشاراز شادی را...آه که چقد خسته ام ...وکسی نمیفهمد ..ونمیخواهد بفهمد.. چقدر دلم برایت تنگ است عشق ممنوعم

ادامه مطلب  

به دوست داشتنت ...  

زمستون که از راه می رسه یاد اون زمستونای قدیم می افتم ...
....قدیم که می گم واسه خیلی ها قدیمه ...
واسه من که انگار همین صبح دیروز بوده ...
.....دلم واسه اومدن اون زمستونایی که ..
که قدم زدنت رو تماشا می کردم ...هر زمستون تنگ میشه ...
.........وقتی که تماشات می کردم و چشام پر اشک می شد از شوق ..
.....اما اینروزا بازم زمستونو تماشا می کنم ...
بی آنکه تویی باشی که راه بری هنگامه آمدن برف ها ........
اینروز ها گاهی
....و دوباره گریه می کنم اما ...
اما دیگر اشک شوقی ندارم ....
......

ادامه مطلب  

همچنان اندر احوالات بیستو دوی آذر  

کاری ندارم میم چرا اومده بود نمایشگا، بخاطر غرفه دانشگا فنی ک اون دختره همونجا طراحی دوخت میخونه بوده یا همینجوری از رو بیکاری اومده بود،کاری هم ندارم کدوم یکی ازون دخترا اونی که قبل من دوسش داشته بود،برامم مهم نیست اون خوشگل تره یا من،فقط دلم میخاد بدونم چرا زل زد بمن و خندید و ادا دراورد و اینک اون دختره هم عضو کانالش هست یا ن(-_-) 
 

ادامه مطلب  

محمد علیزاده - برادر  

بدون تو چیا کشیدم من خوشی ولی خوشی ندیدم من
تو اول مسیر خوشبختی ، ته دنیا رسیدم من
بدون من سرت چقدر گرمه که حال این روزامو می فهمه
قبول دارم گناه نکردی تو کار دنیای بی رحمه کار دنیای بی رحمه
زمونه عمر ما رو می گیره برادر از برادرش سیره تو دیر رسیدی خیلی دیره
بخاطر تو هرکاری کردم تو رفتی من چجوری برگردم خودت بیا دورت بگردم
صدام کن صدای تو لالایی بچگیمه صدام کن دیگه خسته م از عشقای نصفه نیمه
نگام کن به جوون چشات دیگه جوون ندارم که بگم
نمیشه مگه

ادامه مطلب  

 

علی از پنجشنبه شب با دوستاش رفت باغشون کلی بهش خوش گذشت.البته کل وقتیم که تا شنبه صب اونجا بود منو بی خبر نذاشت.
یه زمانی خیلی حسودیم گل میکرد خودشم میدونست.ولی الان واقعا احساس میکنم وقتی خوشه منم خوشم.حتی اگه حوصله م سر رفته باشه.ولی هنوز این خصلت بچگونه رو دارم که منم هستممم وباید منم ببره بیرون :)) حتی اگه با مامان اینا رفته باشم.
مام این چند شب مهمون داشتیم.انواع اقسام مهمون
یک مهمون با جیب خالی و پز عالی
یه مهمون دیگه برعکس!
که من با جفتشم م

ادامه مطلب  

 

دوشنبه ارائه دارم جالبه که فقط مطالبش رو دراوردم حتی مرتب نکردم.بعد از مرتب کرد درست گردن وردش خودش یه پرروژه ی عظیمه.که قرار با یکی از همکلاسیام فردا این کارو انجام بدیم.
راستش دوست نداشتم بیاد خونمون.قرار بود امروز ساعت 3 برم جایی که کار میکنه انجام بدیم ولی دیدم کلی از کارام مونده.اونم انجام نداده بود گفتم خب اومدنم بیخودیه.انجام بدیم بعد.دورو بر ساعت 3 زنگ زدم بهش.محل کارش نزدیک خونمونه.گفت کلیدامو جاگذاشتم زنگ زدم به اقای قاسمی اونم دیر

ادامه مطلب  

 

سلام عشقم.سلام نفسم.خوبی فاطمه؟از خدا میخوام همیشه خوب باشی فدات بشم.من خیلی دلتنگم...آره دلتنگ تو...کاش دیشب پیشم بودی و میدیدی که چطور دارم گریه میکنم فقط به خاطر تو.میدونی دیشب چه دعایی کردم عزیز دلم؟از خدا خواستم که همیشه سلامت باشی.هیچوقت ناراحت نباشی غم توی زندگیت نیاد...و آخر دعا از خدا خواستم که مال من باشی.خدا تو خودت میدونی من تحمل دیدن دستاش رو توی دستای کسی دیگه ای ندارم...خدایا قلب من زخم خوردس و درد میکشه خدایا مراقبش باش...خدایا تو

ادامه مطلب  

 

هر آدمی تو این دنیا رسالتی داره،شاید رسالت و وظیفه منم این باشه،من باید محکم باشم ،حق جازدن ندارم،حق برگشت به عقب رو ندارم،حق سستی و شکایت هم ندارم.
این دو روزه خیلی بد رفتم،خیلی کاهلی کردم سر نماز،حواسم هم هست دو هفته ای میشه قرآن نخوندم ،یکم کم حوصله شدم و‌خسته،باید بیشتر رو خودم کنترل داشته باشم ،تحملم رو بالاتر ببرم سر خستگی ها و کلافگی ها و ناامیدی های همسرجان.باید بتونم بهش روحیه و‌انرژی بدم ان شاالله پس اول باید رو خودم بیشتر کار کن

ادامه مطلب  

دیگه چجوری بگم؟!  

ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیمبا ما به جام باده ی صافی خطاب کنخدایا من اصلا! توان جدایی از گناه رو ندارم! مگه اینکه خودت با «محبتت» بیدارم کنی!بغلم نمی کنی؟!... بغلم کن... دوست ندارم فشارم بدی، ولی لااقل توی بغلت فشارم بده...الهی لم یکن لی حول فانتقل به عن معصیتک الا فی وقت ایقظتنی لمحبتک.امیرالمومنین روحی فداه.

ادامه مطلب  

علی  

و با اینکه دیگه حسای قبلو بهش ندارم ریال نمیدونم چرا وسط رقص و عروسی دلم میخواست فقط به اون پیام بدم ! یهو دلم دوباره خواستش !
و نمیدونم چرا امشب بعد از قراری که با خودم گذاشتم بازم اون پیام عاشقانه رو برای اون فوروارد کردم ...

ادامه مطلب  

دنیای جدید  

میخوام یه دنیا بسازم یه دنیای جدید با آدمای جدید.‌‌..
تو دنیای من همه ی عاشقا بهم میرسن حتی اونایی که عشقشون از نظر بقیه منطقی نیست...
تو دنیای من همه حق دارن به هر چیزی که میخوان برسن...
دنیای من آدماش خیلی فرق دارن با آدمای واقعی بلد نیستن بد باشن بلد نیستن ضربه بزنن بلد نیستن ترک کنن...
تو دنیای من هیچ خونی ریخته نمیشه هیچ جرم و جنایتی وجود نداره هیچ کس بلد نیست دروغ بگه...
دنیای من پر از بوی عطر و پر از گلهای رز قرمزه... 
تو دنیای من همه آدما بی نی

ادامه مطلب  

 

ساعت کلاسای پنجشنبه ی منم برام دردسر شده.
مخصوصا وقتی امرور کلا با اون بچه شلوغا کلاس دارم.بچه که چه عرض کنم دبیرستانین.
و منتظر تیکه و یه اشتباهن که کلاس بهم بریزه.
چندین بار بهشون تذکر دادم ولی اینا دیگه تو خونشون رفته و اینکه پسرن و ذاتشون همینطوری شلوغ و درس نخونه..
ساعت 2 کلاسم شروع میشه.بدترین موقع..
و اینکه برفم باریده.با اینکه برفو دوست دارم.ولی اصلا حسش نیست پاشم برم بیرون.
اصلا نمیدونم پوتینم از سال پیش تا الان تو چه وضعیته.کیه بخواد او

ادامه مطلب  

یاریم کن مهربانترینم...  

خدایا من اونجا رو دوست ندارم...:(
پ.ن:
*امام مهربانم یعنی اینقدر برایت بد بودم که میخوای از دستم خلاص بشی؟...
*کاش متوجهت نمیشدم! کاش دل دل نمیکردی! کاش مانع سر راهت نبود!
*مگر نه اینکه تو باید بنده خوب خدا باشی پس اینهمه منیت برای چی هست؟ چرا بعضیها را نمیتوانی به دلت راه دهی؟ چرا اجازه می دهی که به هم بریزند تو را؟

ادامه مطلب  

 

چقد شوکه شدم امروز...
دو هفته پدرمو دوبار عمل کردن و من از هیچی خبردار نبودم. این خونه پر از اشک و آه بوده و من هیچ خبری نداشتم! چقد احساس بدی دارم. دیگه تمایلی ندارم برم دانشگاه. احساس‌میکنم هر لحظه امکان داره چیزی رو ازم قایم کنن. این گچ دست پدرم دیدنش سخت ترین اتفاق زندگیم شد!!

ادامه مطلب  

ابی - کی اشکاتو پاک میکنه  

C            G                             Dm              F        Em                          C
كی اشكاتو پاك میكنه شبا كه غصه داری ... دست تو موهات كی میشه وقتی منو نداری
C            G                     Dm          F          Em                              C
شونه ی كی مرهم هق هقت میشه دوباره ... از كی بهونه میگیری شبای بی ستاره
                                  F                                    G                                   Em                    
برگ ریزونای پاییز  كی چشم به

ادامه مطلب  

سبز  

ف میگه تو سبزی، مثه سبز آرومی. آ هم تاکید کرد که خیلی سبزی. 
خودم هیچ حسی در مورد رنگم ندارم. شاید یکم فک میکردم بنفشم. 
الان که فک میکنم میبینم الف بیشتر بنفشه. شاید خودمو هم رنگ اون میبینم.
سبز برا من بیشتر خداست

ادامه مطلب  

 

من فکر میکنم این طبیعت هر انسانیست که اگر احساس کند مدیون کسی است، بالاخره یک روزی حداقل تلاش میکند این دین را ادا کند ..
چرا این ها را گفتم؟ چون فکر میکنم اگر امشب تصمیم گرفتم برای مقاله ی این کلاس روی موضوعی کار کنم که دوستش ندارم، تنها و تنها یک دلیل دارد و آن ادای دین به کسی است که پایه و اساس هر آنچه را که می دانم، از او یاد گرفته ام ...
 

ادامه مطلب  

 

سلااام ب همه
واقعا ببخشید ک چندمدت اپ نکردم
سرم شدید شلوغه و باید درس بخونم
الانم بیدار شدم ک برم درس بخونم
این روزا اتفاق خاصی نیوفتاده جز ایتکه من زیادی خسته و بی حوصلم
برام کنید
ببخشید ک نمیتونم جواب نظراتتونو بدم چون اصلا الان وقت ندارم هروقت وقت کردم میام وبتون
فعلا ب همگی

ادامه مطلب  

در پی عشق  

باز غرق تو بود ذهن و همه افکارم
بحر عشقی تو وموج است درآن پندارم
عمر بگذشت و نشد پخته صفات خامم
شادی عشق ندیدم ز غمش بیزارم
در پی عشق  دلم یک نفس آرام نداشت
عاقبت خسته و درمانده از این پیکارم
وصف زیبایی او در نظرم جلوه نمود
خواب بر چشم ندارم همه شب بیدارم
هر چه گفتند زمانی به عبث بود وگذشت
وین سبب شد که دگردل به کسی نسپارم
هر چه درد است به جان می کشم از دوری او
من  عجب ازتن خویشم که پر ازاسرارم
گرچه او تک گل سرخی است به بستان وجود
کاش می شد که اجاز

ادامه مطلب  

هه  

پری روز یکی از این خواستگارا باز اومده بودن و ما هم مودبانه  ازشون پذیرایی کردیم...
یکی از پسراشون 22 سالش بود و یکیشون 27 خب وقتی به منم گفتن من گفتم که من به مامانم کلا گفتم پسر از 20 تا 22 رو قبول نمی کنم ولی استثنا هم وجود داره به شرطی که پسر خیلی پخته باشه از نظر فکری و دید بازی داشته باشه به جامعه...
این خانواده معلوم بود خیلیییی مذهبین چون من وقتی بهشون گفتم  من ارایش دارم برا بیرون از کوچه در حد کم چشماشون اندازه ی بشقاب میوه خوری شد و یه کم مثه

ادامه مطلب  

 

من نه غریبم نه اواره ام نه یتیم من پدر مادر برادر خواهر شوهر فرزند دوست همکلاسی ویک لشکر دوست و اشنا وفامیل دارم اما تنهام اونا منو دارن من اونارو ندارم کاش غریب واواره بودم اون وقت دلم برای قهقه هایی که با این لشکر نمکگیرشون کرده بودم نمیسوخت هم غریبم هم اواره

ادامه مطلب  

 

سلام  دنیای احساسم امیدم
دیگه چشماتو وا کن من رسیدم
سلام رویای روزای گذشتم
چقد تو خواب دنبال تو گشتم
سلام تنها دلیل این صبوری
تو بیدارم کن از کابوس دوری
یلام ارامش اشفته حالی
بیا شاید تموم شه خشکسالی 
قشنگه ....
 
حالم بده 
خیلی زیاد حالم بده ولی هیچکسو ندارم 
وقتی این یادم میاد بدتر حالم خراب میشه 
 

ادامه مطلب  

منفی نوشت  

چرا اینقدر من زودرنج شدم از کی تاحالا اینجوری شدم و خودم نفهمیدم!؟
امروز آقایFاز اولش بهم گیر داد گفت برگه هارو نخوندی دوباره اخه چرا؟ گفتم ببخشید گفت چیو ببخشم ؟ و شروع کرد به نصیحت یعنی من حالم از نصیحت هاش بهم میخوره مثل پیرمرد ها همش غر غر میکنه البته شصت سال سن کمی نیست ولی خب در هر صورت حوصله نصیحت ندارم ...یه قسمت دیگه هم سمت اون پارک سرم داد زد از این داد زدنش هم ترسیدم هم دلم شکست  دلم میخواست گریه کنم  حق نداشت سرم داد بزنه هیچی نگفتم ب

ادامه مطلب  

 

دیگه حسرتمو نخورین...
تموم شد...
اون زندگی ک براتون تعریف میکردم
اون آرامش
همش تموم شد
دیگه حسرتشو نخورین
حالا شروع روزمرگی های من کنارِ مردیه ک منو نمیخواد
فقط ب اجبار کنارمه...
شاید اگر اونم نامرد بود الان اوضاعم داغون تربود
اما
اما الان ارامش ندارم
ایندم 
زندگیم
همه چیزم رو هواس
خدایا
منو میبینی؟؟؟؟
حواست بهم هست؟؟؟؟
من بدبختترین ادم رو زمینم
 

ادامه مطلب  

ابی - پیچک  

Bm                F#    Em              B                  Bm                F#       Em            B              Bm
حالا دیگه تو رو داشتن خیاله  دل اسیره آرزوهای محاله.غبار پشت شیشه میگه رفتی ولی هنوز دلم باور نداره
Bm                A           G        A                Bm             A     Bm         A       
حالا راه تو دوره دل من چه صبوره ... كاشكی بودیو میدیدی زندگیم چه سوت و كوره
Bm           A       Bm          C            Bm             A         Bm          C          
آسمون از

ادامه مطلب  

صدایش مرا با خود می برد، عاشقم می کند....  

خوبِ خوبمهیچ دردی ندارماینجا سرزمین غریبی استنمی توان آن را شناختباید آن را زندگی کرددلم می خواهد همیشه اینجا بمانمعطرِ بهار نارنج در باغ بیداد می کندنمی بینمشامّا صدایش مرا با خود می بردعاشقم می کنددلم تنگ استدلم برای دیدنش تنگ استکی رُخ می نماید ؟نمی دانم

ادامه مطلب  

بریده کتاب***  

برای گفتن "دوستت دارم" کلمه نیاز ندارم . کیک پختن ، خامه زدن ، تزئینش با غنچه ی گل محمدی ... یعنی "لبخندت مانا"خواهر عزیز !!خودش موقع بریدن کیک دعا کرد :ای خالق بزرگ بنام تو اینجا جمع شده ایم ......و اندیشه های کهنه مان را به تو تسلیم میکنیم .و به پیشواز اندیشه های نو و گسترده تر تو می آییم .... یاری کن تا باور کنیم که دیر نشده ،یاری کن تا خود را حقیر و معیوب نشماریم .یاری کن از طریق تو شفا یابیم !

ادامه مطلب  

راهنمایی  

داوطلبان عزیز که فقط نیاز به راهنمایی دارند لطفا تماس بگیرند. من اونقدر بیکار نیستم که اوامر برخی دوستان رو انجام بدن. با تماس همه چیز رو میگم.من شماره ی خودمو  گذاشتم براتون، تا هر کمکی از دستم بربیاد  انجام بدم. باور کنید وقت ایمیل دادن رو ندارم بخدا. مهم قبولی در کنکور تون هست نه چیز دیگر 

ادامه مطلب  

 

با هم از غروب وسایه رد شدیم قصه ی عاشقي رو بلد شدیم
فک میکردیم آخر قصه اینه جز خدا هیچکی ما رو نمیبینه...
.
.
.
.
عاقبت جدا شدن دستای ما گمشدیم تو غربت غریبه ها
آخر اون همه لبخند و سرود چشم پر حسادت زمونه بود....
             *استاد سیاوش قمیشی*

ادامه مطلب  

 

چقدر دردناکه زندگی کردن!امروز میای فردا زندگی میکنی و روز بعدش هم مرگ میاد سراغت وقتی به بابابزرگم فکر میکنم دلم میگیره
بابا میگه امشب مامان بزرگ صدا زده! درصورتی که مامان بزرگم چندسال قبل فوت شده :(( خدایا حالش خوب کن اصلا حس خوبی ندارم ..فردا میرم پیشش بیمارستان ...حس خیلی بدی دارم خوابم نمیره به فکرشم...
خدایا به بزرگیت قسم حالش خوب کن

ادامه مطلب  

 

ترکیدن اون سنگ بر ؟
واقعا؟ اگه یه تیکه اش با بیرحمی میرفت تو قلبت چی؟
الان باید میومدم واس مراسم؟
الان موندم شکر کنم یا وحشت کنم از سانحه؟
احساس میکنم عقب موندم از همه چی. انگار که دیگه به هیچ جا تعلق ندارم. چشام خشک شدن. شاید به اندازه اشکایی که اینجا ریختین منم حق داشتم بدونم!
هنوز ذهنم هضم نمیکنه! اگه میرفت تو چشای سبزت من چیکار‌میکردم؟ کسی میدونه؟
کسی میدونه من چجوری این ذهن لامصب رو خاموش کنم که امروزم تموم شه؟

ادامه مطلب  

 

سلام. از لطف و محبت همه ء بچه های خوبم ممنونم. همین طور دوستانم که لطفشان ثابت شده است. متاسفانه به دلیل فراوانی  ساعات کاری امکان برآورده کردن تقاضای شما برای فایل های صوتی و مطالب بیشتر یا ضبط صدا  سر کلاس درس مقدور نیست. ضمن این که در حال همکاری با یک کانال اینستاگرام و یک کانون ادبی هستم و به همین دلیل  فعلا مجالی برای ایجاد کانال تلگرام  شخصی  ندارم.  علی الحساب همین وجیزه را از من بپذیرید.
                                                         

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1